نقد و بررسی فیلم Knock at the Cabin 2023

شرم آور است که داستان آنقدرها خوب نیست، زیرا فیلم ارائه ای غنی و خاکی با شات کداک از فیلمبرداران مشترک Jarin Blaschke («فانوس دریایی») و Lowell A. Meyer («جاده رعد و برق») دارد. بسیاری از صحنههای شخصیتهایی که عمدتاً در یک اتاق نشیمن ایستادهاند، به مطالعات خیرهکنندهای از چهرههای خواهان در نمای نزدیک میپردازند. به نظر می رسد به اندازه یک فیلم شبیه به این تحقق یافته است. و اجراها از شدت یکنواخت کافی برخوردارند، حتی زمانی که نوشته فقط در حال بازی کردن است. این یک مجموعه قابل توجه از نظر طراحی است، و در اوایل نویدهایی را ایجاد می کند، اما قصد بزرگتر شیامالان به «تق زدن در کابین» تقریباً طنین انداز کافی نمی دهد.
مطالب مرتبط: زیرنویس فیلم Knock at the Cabin 2023
اجرای برجسته از دیو باتیستا می آید، در حالت خرس عروسکی خالدار خود، عینکی مانند او در “بلید رانر 2049” برای نشان دادن این پسر مهربان در هیکل گریزلی خود. برای فیلمی در مورد چگونگی انتخاب انسانها برای تعامل با یکدیگر، بازی او در اینجا بهطور باورنکردنی خلع سلاحکننده است و گاهی اوقات در نحوه صحبت کردن با ملایمت در حالی که نقشهای مملو از چیزهای غیرقابل تصور را اجرا میکند، حرکت میکند. شخصیت او لئونارد یک معلم کلاس دوم از شیکاگو است که با سه نفر دیگر (با بازی روپرت گرینت، ابی کویین و نیکی آموکا-برد) متحد شده است که همچنین تصورات متحول کننده ای از آخرالزمان داشته اند. آنها با سلاح های تیز در دست به کابینی در جنگل نزدیک می شوند و نمی خواهند به مردم داخل آن صدمه بزنند. اما آنها خشونتی را که احساس میکنند باید اجرا کنند.
خانواده هدف خانواده ون جوان (کریستن کوی) و دو پدرش، اریک (جاناتان گروف) و اندرو (بن آلدریج) هستند. آنها نمی دانند چرا انتخاب شده اند، اما مهم نیست. آنها که روی صندلیها قرار میگیرند، باید تصمیم بگیرند یکی از خانواده سه نفرهشان را بکشند تا آخرالزمان قریبالوقوع را متوقف کنند. آنها نمی توانند خود را بکشند، و اگر چشم انداز اسیر خود را رد کنند، اتفاق وحشتناکی در کابین رخ می دهد و طاعون به راه می افتد. اولین باری که اریک و اندرو آشکارا نه می گویند، سونامی های سر به فلک کشیده تصور می شود و زمین لرزه های مرگبار در آن رخ می دهد.

آیا لئونارد و دوستانش درگیر چیزی هستند یا همه اینها تصادفی است؟ آیا دستکاری است؟ شاید هیچ نیرویی در این زمین قدرتمندتر از باور نباشد. این می تواند ابزاری باشد که جوامع را می سازد یا سلاحی که زندگی ها را نابود می کند. فیلمی مانند «تق زدن در کابین» باید در آن عدم قطعیت بزرگ باوری بچرخد، و در عوض، فقط مینشیند و آن را تحسین میکند. این مانند ارائه طرفداران QAnon و افرادی است که فکر می کنند زمین مسطح است و احتمالاً حق با آنهاست، به خاطر هر دو طرف گرایی. شیامالان در مورد مردمی متفرقه (مثل «ما» جوردن پیل که در جنگل های این فیلم طنین انداز می شود) اصرار نمی کند، اما با تنبلی ترس از توطئه را برمی انگیزد.
به ما اکتفا کنید، به خوبی میدانیم که مغز جمعی ما شکسته است، منتظر یک نکته بزرگتر هستیم: ما درگیر فیلمی ناامیدکننده و جدی هستیم که در مقابل غیرت خود زانو میزند، اما همچنین دائماً تأکید میکند که چرا لئونارد و دیگران شک و تردید بکارند. فیلمنامه با دقت اطلاعات مربوط به همه را به صورت تصادفی و تصادفی به دست میدهد، اما تکاندهندهتر است، کمتر ساخته میشود. شیامالان ظرافت لازم برای رسیدگی به این ایده را ندارد، همانطور که وقتی چرخش مورد انتظار او دقایقی قبل از پایان اتفاق افتاد تأیید شد.
حتی با وجود این سلاحهای تیز، انگیزههای عجیب و غریب، و تمام این ماجراهای آخرالزمانی، «تقوع در کابین» فاقد یک عنصر کلیدی است. نه این که فیلم نیاز به غر زدن داشته باشد، اما تهدید به خشونت در این سناریوی فوری به طور خاص توسط برشها از بین میرود. برای داستانی که در ظرفیت انسانی برای تشخیص ارزش زندگی دیگری تنظیم شده است، وحشتی وجود ندارد که بتواند برخی از خطرات احساسی آن را ایجاد کند. فقدان آن زمانی عمیقاً احساس می شود که مشخص شود این فیلم با چه هیولاهایی سر و کار دارد و با آنها سر و کار ندارد و در عین حال نشان می دهد که چگونه این افراد توسط چیزی هدایت می شوند که آنها را مجبور به انجام کارهای وحشتناک می کند. درعوض، «تق زدن در کابین» یکی پس از دیگری ضد اوج ایجاد می کند.

فیلمنامه که توسط شیامالان، استیو دزموند و مایکل شرمن نوشته شده است (اقتباس از کتاب «کابین در انتهای جهان» اثر پل ترمبلی) باعث نگرانی ما برای خانواده مورد نظر می شود. در طول این استرس امروزی، «تقوع در کابین» بین داستان عشق اریک و اندرو و زندگی آنها با دخترخوانده ون به عقب و جلو می رود. گروف و آلدریج دلخراش هستند زیرا به آرامی به متضاد تبدیل می شوند: آلدریج نمای بیرونی سخت فرد را در برابر دنیایی تهدیدآمیز مجسم می کند، در حالی که گروف به تدریج سفر دیدن نور را به تصویر می کشد. آنها با هم درد احتمالی ساختن The Choice را نشان می دهند و اینکه اریک و اندرو تا حدی به دلیل عشق عمیقشان به یکدیگر نمی خواهند. آنها همچنین به ارائه محتوای بیشتر به نمایش فیلم از یک زوج متاهل کمک می کنند، که از یک طرف، بیشتر از اینها خوشحال می شود، اما از طرف دیگر، هنوز احساس می شود که تولیدات استودیویی بزرگ کار بیشتری برای انجام دادن دارند.
«در کابین ضربه بزنید» به عنوان تمثیلی در مورد افرادی که تلاش می کنند کل بشریت را حفظ کنند: نه فقط جمعیت، بلکه مفهوم آن، بارقه های جالبی دارد. کار لئونارد و همکارانش چیزی شبیه ترویج همدلی است، اگرچه همانطور که اغلب در مورد ایمان گفته می شود: این پیام آوران هستند که به کار نیاز دارند. شیامالان با تلاش برای بیان یک بیانیه بزرگ برای تماشاگران تئاتر پس از تعطیلی در مورد آنچه که آنها مایل به باور هستند – و همچنین در مورد اینکه تا چه حد حاضرند برای دیگران پیش بروند – از خود غافل می شود و از ارائه یک فیلم به آنها غفلت می کند.
