جان ویک: فصل 4
خوش آمدید، آقای ویک. چهار سال پس از “جان ویک: فصل 3 – پارابلوم”، کارگردان چاد استاهلسکی و کیانو ریوز با “جان ویک: فصل 4” به سینما بازگشتند، فیلمی که تقریباً دو سال پیش قرار بود به سینماها برود. به من اعتماد کن. ارزش انتظار را داشت استاهلسکی و نویسندگان شای هاتن و مایکل فینچ رویکرد اسطورهشناسی دو فصل آخر را با اکشن کارآمد فیلم اول تقلید کردهاند و در نتیجه یک ساعت پایانی در اینجا ایجاد میشود که در میان بهترینهای این ژانر قرار میگیرد.
مطالب مرتبط: دانلود فیلم
«John Wick: Chapter 4» با شخصیت اصلی خود (ریوز) در حال فرار دوباره آغاز می شود و قدرت های شرور که به عنوان میز بالا شناخته می شوند سر راه او قرار می گیرند. شرور اصلی سریال مارکی دو گرامونت (بیل اسکارسگارد) است، یکی از رهبران میز بالا که مدام جایزه را روی سر ویک بالا می برد و در عین حال آشفتگی های باقی مانده را نیز پاک می کند، از جمله حذف احتمالی وینستون اسکات (یان مک شین) و بخش او از این سازمان پلید صحنههای آغازین، ویک را به ژاپن میبرد، جایی که او از رئیس قاره اوزاکا، شیمازو (هیرویوکی سانادا) کمک میگیرد و با یک قاتل نابینا میز بالا به نام کین (دونی ین بدجنس) برخورد میکند. لارنس فیشبرن هرازگاهی در نقش Wick’s Q ظاهر می شود که قاتل به یک لباس ضد گلوله جدید نیاز دارد، و Shamier Anderson نقش یک قاتل را بازی می کند که به نظر می رسد منتظر است تا قیمت روی سر ویک به سطح مناسب برسد تا حقوقش را بگیرد. بیش از دو فیلم آخر، طرح داستان در اینجا، علیرغم زمان حماسی فیلم (169 دقیقه)، دوباره به طرز تازه ای متمرکز شده است. اینجا جان ویک است. اینجا آدم های بد هستند. برو!
و می روند. استاهلسکی و تیمش سکانسهای اکشن را به گونهای میسازند که به نوعی هم فوری و هم از لحاظ هنری طراحی شده است. فیلمسازانی که بیش از حد به فیلمبرداری خود فکر میکنند، اغلب با لحنی مواجه میشوند که احساس دوری میکنند، بینقص هستند، و بیشتر حس شیک بودن دارند تا قابلتوجه. کارگردانان اکشن بزرگ میدانند که چگونه از مبارزات به گونهای فیلمبرداری کنند که تنش را فدای نمایشگری نکنند. سکانسهای اکشن «جان ویک: فصل 4» نبردهای طولانی، تیراندازیهای تفنگفو بین جان و دهها نفری است که او را دستکم میگیرند، اما آنها آنقدر شتاب دارند که از استقبال خود نمیگذرند.
آنها همچنین دارای سهام با تعریف شگفت انگیزی هستند. در یک نقطه از فیلم، جان و یک دشمن در مورد پارامترهای یک نبرد از جمله زمان، سلاح ها و متغیرها تصمیم می گیرند. اما این واقعاً در مورد تمام صحنههای اکشن اصلی صدق میکند، که در آنها ما به وضوح میفهمیم که جان باید چه کاری انجام دهد و چه کسانی باید برای “پایان دادن سطح” بگذرد. سادگی اهداف امکان طراحی رقص پیچیده را فراهم می کند. ما می دانیم که باید چه اتفاقی بیفتد تا جان همچنان مانند ابتدای فیلم اول به پیشبرد ادامه دهد. بسیاری از اکشنهای مدرن مملو از شخصیتها یا اهداف درهمرفته است، اما فیلمهای «فتیله» دارای چنان وضوح درخشانی هستند که میتوانند در آن ساختارهای ساده سرگرم شوند.
خیلی باحال. رقص اکشن در اینجا می تواند به سادگی نفس گیر باشد. من دوست داشتم که چقدر دنیا دور ویک و مبارزان بدبختش می چرخد. در سکانسی که تقریباً در هر فیلم اکشن اخیر دیگری بهترین خواهد بود (اما در اینجا مانند سوم یا چهارم است)، ویک باید با اسکات ادکینز گریمشده و ارتش احمقهای بدشانس او در یک کلوپ شبانه شلوغ مبارزه کند. رقصنده ها به سختی متوجه می شوند. آنها گاهی اوقات کمی از هم جدا می شوند تا به آنها اجازه عبور بدهند، اما نمی ایستند و خیره می شوند. با ریختن آب به باشگاه، بدنهای در حال رقص و پیچیدن، چنین پسزمینهای از نظر بصری خلاقانه ایجاد میکنند. بعداً، در یکی از سکانسهای اکشن مورد علاقهام در تمام دوران، ویک و شکارچیانش در دایره ترافیک اطراف طاق پیروزی میجنگند. ماشین ها نمی ایستند در واقع، احساس می شود سرعت آنها افزایش می یابد. در حالی که در این فیلم نماهایی در خیابان ها شنیده می شود، هیچ کس پنجره را باز نمی کند تا ببیند چه خبر است. دنیای خارج از ویک و اسطورههای این جهان تقریباً احساس میکند که حتی نمیتوانند قاتل افسانهای و صدها نفری را که او در نهایت میکشد ببینند. این یک انتخاب جذاب و از نظر بصری قابل توجه است.
و سپس چیزی است که من آن را Action Geography می نامم. بسیاری از مردم سعی کردهاند رویکرد دیوانهوار فیلمهای «بورن» را تقلید کنند، و نتایج اغلب نامنسجمتر از این بوده است. فیلمبردار شگفتانگیز دان لاستسن (یک همکار معمولی گیلرمو دل تورو در فیلمهای «شکل آب»، «کوچه کابوس» و موارد دیگر) با استاهلسکی کار میکند تا مطمئن شود که اکشن اینجا تمیز و بیرحمانه است و هرگز گیجکننده نیست. کار بدلکاری فوقالعاده است، و باز هم، تیراندازیها بیشتر حس رقص رقص را دارند تا طرحهای بیمزه بسیاری از فیلمهای استودیویی. وقتی ویک سر کار می رود، ظرافت و نبوغ بسیار زیادی وجود دارد.
